السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
662
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
قطعاتى از آسمان بر سر آنان فرودآيد ، مىگويند : چيزى نيست ابرى است متراكم و درهم ريخته . » شايد ما نيز همان سخن را بگوييم . عبد اللّه گفتارش را بدين گونه ادامه داد : اگر همه اين كارها را انجام دهى ، باز ما به تو ايمان نمىآوريم مگر اين كه خدا و فرشتگان را براى ما بياورى و در برابر ما قرار دهى تا آنها را از نزديك ببينيم و قبولشان كنيم و يا خانهاى از طلا براى خود به وجود بياورى و براى ما نيز از آن بخشش كنى و ما را غنى و بىنياز سازى تا شايد طغيان كنيم و تنها با پرواز كردنت به آسمانها نيز به تو ايمان نمىآوريم مگر اين كه نامهاى از سوى خدا براى ما بدين مضمون نازل كنى كه : « اين نامهاى است ، از خداوند به سوى عبد اللّه بن ابى مخزوم و يارانش تا به محمد بن عبد اللّه ايمان بياورند ، چون كه او پيامبر من است و گفتار وى را تصديق كنند زيرا گفتار وى سخن و گفتار من است . » عبد اللّه در پايان سخنش افزود : اى محمد ! اگر همه آن چه را كه گفتيم ، انجام دهى ؛ باز نمىدانم كه به تو ايمان مىآوريم يا نه زيرا اگر ما را به آسمانها بالا ببرى و درهاى آسمان را به رخ ما بگشايى و به درون آن واردمان سازى ، بازهم خواهيم گفت كه شايد ما را سحر كردهاى و چشمانمان را بستهاى . ( 1 ) - رسول اللّه : خداوندا ! تو به هر سخن شنوايى و از همه چيز آگاهى و بر گفتار بندگانت دانا ، سپس گفت : اما گفتار تو كه مىگويى : « پادشاهان ايران و روم ؛ استانداران ، فرمانداران و نمايندگانشان را از افراد مقتدر و ثروتمند انتخاب مىكنند . » گرچه به جاى خود درست و به جاست ولى حساب خدا از حساب آنان جداست ، او در حكومت خود تدبير و تقدير خاصى دارد ، در راه اداره امور جهان از افكار و اميال شما پيروى نمىكند ، آن چه را كه مىخواهد ، انجام مىدهد و هرطور كه بخواهد فرمان مىراند . اگر پيامبران خدا ، داراى كاخهاى مجلل بودند و در آن مىغنودند و يا بندگان و خدمتگزارانى داشتند كه بدان وسيله احساس غرور و برترى مىنمودند و از مردم فاصله مىگرفتند ، آيا در اين صورت دستگاه رسالت ضايع و بىنتيجه نمىشد ؟ ! چرخ هدايت و رهبرى به كندى و ركود نمىگراييد ؟ ! و . . . و اما گفتار تو كه مىگويى : « اگر تو پيامبر بودى ، فرشتهاى با تو مىبود كه به نبوت تو شهادت دهد و ما آن را با چشم خود مىديديم و شهادتش را حضورا مىشنيديم » ، سخنى است بس شگفتانگيز زيرا :